الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
376
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
صورت عدم معلّق عليه آن هم بايد معدوم باشد . هرگاه تفحص و تبيين خبر واحد از اين جهت واجب گشتى كه خبر واحدى است ، پروردگار عالم آن تبيين را بر فسق مرتب نمىفرمود . چه ترتيب ، مفيد تعليل است و آنكه بالذّات باشد ، معلّل به غير نشود . مثلا اگر خبر واحد « من حيث بالذّات » و « من حيث الواحدية » ، واجب التّبيين بودى ، بايست به فسق معلل نشدى كه توارد دو علت مستقل بر معلول واحد محال است و حمزه و كسائى فتبيّنوا را فتبثتوا خوانده ، گفتهاند : توقف كنيد كه صدق و كذب بر شما معلوم شود و ضررى به قومى نرسانيد كه حال ايشان بر شما معلوم نباشد ، ديگر بعد از آن از فعل خود نادم و غمگين بوده ، تمنا كنيد كه كاش اين حركت از ما صدور نمىكرد و تركيب اين سه حرف كه نون و دال و ميم باشند ، داير به دوام است . شيخ بهايى گفته كه صيغهء اسم فاعل در اين آيه حامل معنى وحدت و حامل وصف عنوانى است كه ماخذ اشتقاق باشند . پس جايز است كه هردو علت فتثبتوا باشند ، گويا حق تعالى چنين فرموده : اگر فاسقى تنها شما را خبرى برساند ، صبر كنيد و اگر تثبيت و تبيين بر طبيعت فاسق بىملاحظه وحدت معلّل بودى ، عمل شياع و شهرت بايست باطل باشد و هم گفته : مخفى نيست كه امر به تثبت در آيهء معلل است به اداى اصابت قوم و قتال جناب نبوى با ايشان در صورت عدم گمان اصابت و قتال تثبت و صبر واجب نمىشود . چه اصل اين است كه تثبت به جز از اصابت علت ديگر نباشد . چنانكه خصم ادعا مىكند كه در وقت انتفاء فسق ، تبيين و تثبيت نيز منتفى مىشوند كه آنها را سواى فسق علت ديگر نيست . اگر به نظر دقت در اين تفصيل تأمل كنى ، شما را مبرهن خواهد شد ، اينكه بعضى از علماى اصول رحمهم اللّه به اين آيه استدلال كردهاند بر حجيت خبر آحاد عدول خلاف ظاهر است و عجب آنكه با وصف ظهورش اين معنى بر ايشان پوشيده گشته است . 941 - از اعلى به ادنى قوله تعالى : وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ « 1 » تقدم تجارت بر لهو در صدر آيه و تقديم لهو بر تجارت را در آخر آيه ، نكته اين است كه تجارت امرى است مقصود و قابل اهتمام و لهو امرى است محقّر و غير قابل اهتمام و مقام تشنيع بر تاركين مقتضى ترقى است از اعلى به ادنى .
--> ( 1 ) . جمعه ، آيه 11 ( و هنگامى كه دادوستد يا سرگرمىاى ديدند به سوى آن پراكنده شدند و تو را به حال ايستاده رها كردند . بگو : آنچه نزد خداست از سرگرمى و تجارت بهتر است ، و خدا بهترين روزىدهندگان است ) .